در قرون نخستین اسلامی ، دینور محدوده سرزمینی نسبتأ وسیعی محسوب می شد که از حدود شهر حلوان (نزدیکی سرپل ذهاب امروزی ) شروع و تا گردنه اسد آباد در نزدیکی شهر همدان امتداد می یافت. دینور در این مقطع حساس شاهد تحولات گوناگون سیاسی – اجتماعی بود . بخصوص در قرن چهارم هجری که قدرت محلی آل حسنویه در این شهر شکل گرفت و به تدریج علاوه بر شهر های دینور و کرمانشاه ، بر نواحی دیگر از جمله شاپور خواست ( خرم آباد کنونی ) و نهاوند نیز تسلط پیدا کرد .

 دینور پس از ورود اسلام ، جزء آن دسته از شهرهای بود که رو به پیشرفت و ترقی گذاشت . این شهر به صورت کوره ای (شهرستان )در آمد که از طرف خلفا ، کارگزار یا حاکمی برای آنجا تعیین می شد . طبق تقسیمات اداری عرب ، دینور مرکز ولایت ماه الکوفه گردید . شهر دینور در دوره خلفای عباسی به دلیل نزدیکی به بغداد ، مرکز خلافت اسلامی ، و قرار گرفتن در مسیر شاهراه شرق از اهمیت بیشتری نیز برخوردار گردید . اوج اهمیت و شکوفایی دینور در قرن چهارم هجری و همزمان با حکومت آل حسنویه بود ، که مرکز اداری ، سیاسی آنان به شمار می آمد.

فرمانروایی آل حسنویه در دینور ، در نتیجه افزایش قدرت کردها و همگرایی طوایف کرد ساکن در آن ناحیه تشکیل شد. امرای کرد حسنویه در این زمان دارای قدرت و نفوذ فراوانی شدند و در بسیاری از مواقع در دسته بندی های سیاسی در میان قدرت های دیگر منطقه از جمله آل بویه و خلافت عباسی شرکت می جستند . با شورش ها و اختلافاتی که در اواخر قرن چهارم در میان کردان به وجود آمد ، حکومت آنان روبه ضعف و زوال گذاشت تا اینکه با دخالت مستقیم همسایگان ، فرمانروایی آنان بر منطقه غرب پایان پذیرفت . پایان حکومت آل حسنویه آغازی بر سراشیبی و ویرانی شهر دینور بود . از آن پس دینور هیچگاه رونق و شکوه قرون نخستین اسلامی را باز نیافت و بر اثر حملات ویرانگر مغولان و در نهایت حمله تیمور روبه خرابی و ویرانی گذاشت.